شهر من گم شده است من با تاب من با تب خانه ای درطرف دیگرشب ساخته ام من دراین خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم ... بااعتقادبه اینکه شهرهای ما -که البته، حتی محله های شهر و دیارما- امروزه عمیقا"دچار نوعی بی هویتی درعرصه های مختلف کالبدی،معماری،شهرسازی،فرهنگی واجتماعی و... شده اند؛ ولی باید بپذیریم شرایط موجود حاکم برزندگی شهری، بنوعی "ازماست... " البته اگرچه"من"و"شما" به تنهایی، دراین مورد مقصرومتهم نیستیم؛ و شرح این قصه، سری بسیاردراز دارد...ولی این اعتقادنیز وجودداردکه شهر جزبا حضور "من" و"تو"، شهری نخواهد شد که مامن خستگی ها،کانون همدلی هاو بستررشد برای پرواز آرزوها باشد... همه ی مامی توانیم به شیوه های گوناگون دراین عرصه اعلام حضورنمائیم ...این حضور حتی می تواندازنوع بیان یک رویداد ویا اندیشه های ما درقالب پست های کوتاه یک وبلاگ پیرامون خانه ای یسیار کلان یعنی شهرمان باشد...باامید به آن روزی که "شهرما خانه ی ما" گردد... سیدعابدین عبادی ebadi_sa@yahoo.com