در عرصه جهانی شدن از مهمترین الگوهای پیشرفت، مردم سالاری دینی و دموکراسی محلی و عدم تمرکز در اداره امور جوامع است.در ایران از زمان جنبش‌های مدنی برای تحقق حکومت مشروطه، همواره با روش‌های گوناگون تلاش شده است، تمرکززدایی و محلی‌گرایی مورد توجه قرار گیرد. البته به دلایلی از جمله تکیه بر اقتصاد رانتی و فردگرایی، عملاً توفیق چشمگیری حاصل نشده است و حتی مدیریت‌های محلی تحقق‌یافته نیز تابع و بر بُردار دولت بوده‌اند، با این همه در آینده گزیری از مردم سالاری محلی در ایران نیست و جامعه ایران بایستی برای رسیدن به اهداف توسعه‌گرایی خود به این مسأله به طور جدی‌تر روی آورد و آن را به شیوه‌ای عملیاتی چاره‌جویی کند.

توجه به اصول قانون اساسی نشان می‌دهد که بستر تمرکززدایی و تحقق دموکراسی محلی فراهم است. حال سوال کلیدی این است که چگونه می‌توان این قوانین در چارچوب مقتضیات ایران عملیاتی کرد؟ این اثر در قالب گفت‌وگو با صاحب‌نظران و مدیران در پی‌پاسخ به این مسأله است و تلاش دارد روش‌های تحقق الگوواره «تمرکززدایی و دموکراسی محلی به مثابه توسعه» را واکاوی کند.

«محمدحسن بوچانی» در این اثر با 15 متخصص، سیاست‌گذار و برنامه‌ریز شهری نظیر محمدباقر قالیباف، معصومه ابتکار، عماد افروغ، مرتضی طلایی، حسن بیادی، جلیل حبیب اللهیان، سیدمحمد غراوی، اعظم خاتم، هادی مبرقع، محمود سعیدی رضوانی، محسن بهشتی سرشت، فرامرز بابایی، اسدالله راشدی، عباس حاج رسولی‌ها و علیرضا مصداقی‌نیا به گفت‌وگو پرداخته است.

کتاب «دموکراسی محلی» شامل 12 میزگرد و حدود 15 مصاحبه است. در این مجموعه تلاش نشده است دیدگاه مدنظر نگارنده در خصوص شوراهای محلی و یا اداره امور کشور تحمیل شود ولی با وجود تکثر نگاه شرکت‌کنندگان در میزگردها و مصاحبه‌ها، همگی به نحوی به مدل توسعه پایین به بالا از طریق نهادهای محلی باور دارند.

در این اثر محمدباقر قالیباف درباره تحقق مدیریت واحد شهری، بیان می‌کند: مدیریت واحد شهری در صورتی محقق خواهد شد که زیرساخت‌های قانونی، مدیریتی، ساز و کارهای اجرایی، منابع و از همه مهمتر اراده تحقق آن به طور واقعی در همه سطوح اجرایی کشور عینیت یابد.

ظرفیت قانون اساسی ما، تدابیر و فرامین مقام معظم رهبری، مستندات قانونی برنامه چهارم توسعه کشور و عزم تعداد کثیری از مدیران اجرایی کشور، زمینه مناسبی در تحقق مطلوب یکپارچه شهری است و این امر زمانی بروز فیزیکی پیدا خواهد کرد که شوق نتایج مطلوب آن آشکار گردد.

در این زمینه شوراهای اسلامی شهرهای کشورمان، مراکز علمی _ تحقیقاتی، رسانه‌های تصویری و مکتوب و همه تریبون‌های مسئول، نقش اساسی خواهند داشت.

بنابراین پیشنهاد می‌کنم:

1: از ظرفیت‌های قانونی موجود با مدیریت کارآمد، استفاده صحیح شود.

2: خلأهای قانونی مانع تحقق مدیریت واحد شهری شناسایی شود و در جهت رفع مشکل اقدام گردد.

3: اطلاع‌رسانی وسیع در دو سطح تخصصی و عمومی انجام پذیرد.

4: ساز و کارهای اجرایی تحقق آن با محاسبه درست شناسایی و مهیا شود.

5: طرح‌ها در اولین گام به صورت آزمایشی در برخی نقاط به اجرا درآیند و پس از مشاهده بازخورد کمی و کیفی، به همه شهرهای کشور تسری یابند.

6: از تجربه‌های مفید دیگر کشورها در این زمینه استفاده شود.

به عنوان سخن آخر، معتقدم که بررسی خلأهای ساختاری مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی و بازنگری در سازمان‌دهی مسئولیت‌ها و منابع بر مدار توسعه پایدار شهری و محوریت بهبود کیفیت زندگی شهری باید مورد توجه قرار گیرد.

منبع: http://havadar.ir/content/detail_38511.html