دیباچه

   شهیدان جاودانگان تاریخ وستارگان اسلام اند . هرچیزی باگذشت زمان کمرنگ وبی اثرمی شود واینان روزبه روز درچشم اهل دل ودرمتن تاریخ ما برجسته ودرخشان تر می گردند (مقام معظم رهبری )

   نکوداشت مناسبت های دینی ومذهبی یکی از رسالت های شهرداری تهران درحوزه فعالیت های فرهنگی است که با اهدافی چون : ارتقای هویت دینی ومذهبی ، تلاش درجهت تغییر رفتاربراساس ارزش های متعالی اسلام  وتوجه ویژه به فرهنگ غنی ایثاروشهادت باالهام ، معرفی وبزرگداشت اسوه های ایثار وشهادت  وضرورت توجه به الگوها نه فقط صرفا" درمقاطع خاص بلكه درتمام ايام ،  بدنبال تحقق ماموریت ها ی  تعیین شده می باشد .

   مقاله حاضر که باهدف معرفی نمونه های ایثار وشهادت درصدر اسلام و واقعه عاشورا بعنوان بزرگ ترین رویداد تاریخ بشریت  تدوین شده است . مطالب آن با روش تحقیق  ازطریق  مطالعه کتابخانه ای منابع مرجع ومتون تاریخی معتبر جمع آوری شده است وتلاش مابرآن بوده است تا به بخشی از سوالات زیر پاسخ داده باشیم .

-  چراکشته درراه خدا را شهید می نامند ؟
-  علل علاقه اولیا ی خدابه شهادت چیست ؟
-  چراعاشورا پدیده ای متفاوت باتمام رویدادهای  عرصه های جنگ درتاریخ بشریت محسوب می شود ؟
-  " سفیر انقلاب کربلا " که بود و درحماسه جاویدان عاشورا چه نقشی داشت ؟
-  جلوه های  ایثار بزرگ مرد کربلا ،  مظهر ایثار  و عملدار کربلا چه بود ؟
-...  یاران بزرگ وفادار دین خدا درقیام سرخ کربلا که بودند وچه کردند ؟

چه  کسانی شهیدبشمارمی روند؟

   جوانمردانی که دررکاب پیامبریاامام ویابه امرآنان ویابه امرنایب خاص آنان ویادرزمان غیبت، به امرنایب عام امام (ع)یعنی مجتهدجامع الشرایط برای حمایت وجانبداری ازحریم مقدس اسلام کشته میشونددراصطلاح اسلام ومسلمانان شهیدنامید می شوند .

 مناسبت نامگذاری شهید    

 چراکشته شده درراه خداراشهیدمی نامند ؟ 

1 )ملایکه رحمت پروردگاربرای قبض روح پاک شهیدونقل آن به سوی بهشت وملکوت اعلاحضوربهم می رسانند.
2)فرشتگان رحمت خداحاضرمی شوندتااوراغسل دهند.  
3)خداوندبرای او شهادت به بهشت داده ومیدهد. 
4) شهیدبرای اقامه شهادت حق قیام کرده تاکشته شود.
5)  شهیددرروزقیامت به همراه پیامبرخوانده می شودتابرامتهای گذشته شهادت دهد.  
6)شهیدشاهدوناظرنعمتهاوکرامتهاورحمت هایی است که خداوندبرای اوآماده کرده ودیگران تاروزقیامت ناظرآن کرامت هاوالطاف نخواهندبود.   
7)شهیدبه تاکیدقرآن کریم واسلام نمی میردووهمواره زنده است بنابراین شاهدوناظرخواهدبود.  
8)اوشاهدوناظرملکوت الهی وملک پروردگاروحقایق وعجایب وشگفتی های جهان بالاست.   

برای شهیدآمرزش وبهشت ،شهادت وگواهی  داده شده است.  ازامام سجاد(ع)است که می فرمایندوجه اینکه شهیدراشهیدمی نامنداین است که اودرروزقیامت شاهدی بزرگ همراه داردوگواهی می دهدکه اوشهیداست آن گواه بزرگ ،خون پاک اوست چه آنکه اومحشورمیشوددرحالی که خون ازرگ های بریده اش جاری است.(شرح صحیفه سجادیه )

 شهادت عالیترین مقام وبالاترین کرامتی است که نصیب بندگان خاص وخالص پروردگارودوستان زبده خداوندمی شود،ازاینروبزرگترین آرمان و آرزوی مردان خداواولیابزرگ پروردگاراست.              

علل علاقه اولیاخدابه شهادت              
فلسفه عشق وعلاقه اولیابه شهادت دردوامرخلاصه می شود:
1)شهادت رستگاری قطعی وکمال مطلق است.لذاباتوجه به اینکه تقاضای مرگ ازخدادرمتون اسلامی بشدت موردنکوهش است تقاضای شهادت ازخدایکی ازدعاهایی استکه درمتون مذهبی آمده است مثلا"درزیارت جامعه ایمه المومنین "ازایمه     رسیده خدایامراسعید زنده بداروشهیدبمیران.       درپایان دعای اول ازصحیفه سجادیه که درباره ستایش حق متعال است داردک...شتایشی که باکمکش درزمره سعادت یافتگان ازدوستان او-خدا-درآییم ودرنظام کسانی که باشمشیردشمنانشان  شهادت یافته اند،قرارگیریم.

2 )شهادت بالاترین مرحله تکامل است.پیامبراکرم 0ص)می فرماید:"بالاترازهرنیکوکاری نیکوکاری دیگری است تاانگاه که ورددرراه خداشهیدشود،همین که شهیدشدبالاترازاونیست.(اصول کافی جلد دوم صفحه348).

درجای دیگر رسول اکرم می فرماید"شرافتمندترین مرگها"شهادت"است" (بحارالانوارجلد 10صفحه 8)

.به گفته امام علی (ع)کرامی ترین مرگهاکشته شدن درراه خدااست.و  به گفته امام صادق (ع)که فرموده :"بخداقسم هیچیک ازمانیست مگراینکه کشته شده یاشهیدگردیده است".(بحارالانوار.ج.27.ص.209)     

  کاروان امام حسین (ع)براستی کاروان شهادت است ،کاروانی که کربلا مقصدش وشهادت هدفش وجنت مهبط اش بود.    شوریده حالانی که قدم هایشان مشفق کارشان وجان هاشان هموارکننده راهشان وخون هاشان آب دهنده سرزمین طف است. همراهان وهمگامان حسین (ع)جوانمردانی بودندکه باایمان به پروردگارشان حرکت راآغازکردندوخدای نیزبرهدایتشان افزود.شهادت رانصیبشان وجنت رامکانشان گردانید.     

   درباره عاشورانمی توان نوشت ومعانی هرگزاندرحرف ناید. درتاریخ جنگ،جنگهای نابرابربسیاربوده است.اماعاشوراپدیده دیگری بود.درهیچ جنگی کودکان شاهدکشته شدن وقطعه قطعه شدن آشنایان خودنبوده اند،درعاشورابودند.درهیچ جنگی مرزمیان پاکی وتاریکی این گونه نبوده است .لحظات عاشورابرای اردوی امام حسین (ع)لحظاتی الهی وآسمانی بود.

دراینجاخلاصه ای اززندگی وایثارافرادی که نهضت عاشورارادرکنارامامشان آفریدندرامی آوریم.  

میثم تمار  

   میثم فرزندیحیی ازسرزمین نهروان است اواایرانی وازمردمان فارس دانسته اند.اوراابوسالم هم می نامند.میثم ازاصحاب پیامبراکرم بشمارمی آید.ابتداغلام زنی ازطایفه بنی اسدبود.حضرت علی (ع)اوراخریدوآزادش کرد.ازآن جهت که خرمافروش بودبه وی لقب تمارداده اند. میثم شیفته اهل بیت وعلاقمندبه آن عترت بود.جایگاه والای اودرچشم ایمه راازسخنان آنان نسبت به وی ونیزبرخوردشان بااودرصحنه عمل،می توان دریافت.امام باقرمی فرمودمن به میثم بسیارعلاقمندم.امام صادق (ع)به اودرودفرستادوازشان والاومقام بلنداوسخن گفت.اوازشاگردان والامقام درمکتب تفسیری علی (ع)بود.اوازبسیاری حوادث آینده ،آگاهی داشت وگاهی آنهاراپیشگویی می کرد.دانای رازهای نهان بود.نامه سربسته رامی خواندورازنشنیده رامی گفت.این راازمولایش علی(ع)فراگرفته بود.اینان رااصحاب سر       حضرت امیرمی دانسته اند.او علم تاویل معانی قرآن راازآن حضرت فراگرفت ودرقرآن شناسی ،داناوبصیرگردید.میثم  محرم رازمولاوانیس خلوت های اووآشناباتجلیات روح خدایی آن معصوم بود.هم درنظرامام علی (ع)محبوب ومقرب بودوهم درچشم امام حسن و حسین(ع)مورداحترام بودوهم امامان دیگرازاوباعظمت وتجلیل  یادمی کردند. اومدافعی بزرگ ازحریم حق وخط ولایت بود.پس ازشهادت مولاگاهی برای زیارت به مدینه مآمدوازامام حسن وحسین (ع)جدامی ماندمردم کوفه پذیرای سخنان اوبودندوزبان حقگووفضیلت گستراوهمواره به نشروبیان فضایل علی(ع)گویابود.وقتی ازسفرحج به سوی کوفه برمی گشت ابن زیاددستور دستگیری اوراقبل ازرسیدن به شهرتوسط صدمامورصادرکرد.این درحالی بودکه درکوفه آشوب واضطراب بعداز شهادت مسلم حاکم بودوشیعیان سرشناس وچهره های برجسته هواداراهل بیت ،تحت تعغیب درزندان بودند. میثم درحالیکه برفرازمنبرداربود برای انبوه جمعیت ازشایستگی های اهل بیت ودودمان علی(ع) وخیانت هاوفسادهای بنی امیه می گفت.افشاگریهای اوچنان موثروتکان دهنده بودکه وقتی  به ابن زیادخبردادنداودستوردادبردهانش لجام زدندومیثم اولین کسی بودکه دراسلام بردهانش لجام زده شد .بعدزبان حقگوی اوراکه به برندگی شمشیربودبریدندوسپس بانیزه ضربتی برپهلویاشکم اوواردآوردندکه پیکرش دریده وبه شهاد ت رسید همانگونه که خودش از امیرالمومنین وایشان هم ازرسول اکرم شنیده بودومی دانست.  

مسلم بن عقیل    

    حماسه ی مسلم درکوفه پیش درآمدی برنهضت عظیم عاشورا بود؛وخودمسلم پیشآهنگ نهضت سیدالشهداوسفیرانقلاب کربلاوپیشمرگ حماسه ی تاریخ سازوجاویدان عاشورابود. درباره مسلم چه می توان گفت جزبیان صداقت ورشادت وایمانش وچه می توان نوشت جزفداکاری وحماسه وآزادگی اش ،وچه توان شنیدجزعمل به وظیفه واطاعت ازامام وجهاددرراه حق تامرزشهادت .ومسلم بن عقیل کیست ؟ مسلم بن عقیل ،برادرزاده امیرالمومنین وپسرعموی حسین بن علی بود.وی هم عصربارسول خداودرغزوه هایی چون حنین همراه پیامبربود.مسلم همه جریانات ساری وجاری براسلام ومسلمین رادیدودرآنهانقش بسزایی داشت .اودرزمان حضرت امیر (ع)نوجوانی رشیدوپاک بودکه به افتخاردامادی آنحضرت نایل شدوبارقیه ازدواج کرد.درزمان حکومت آن حضرت ازجانب آن امام ،متصدی برخی ازمنصب های نظامی درلشکربود؛ازجمله درجنگ صفین به همراه امام حسن وحسین وعبدالله بن جعفر مامورجناح راست سپاه شد.اودردوران خلافت علی (ع)درخدمت آن حضرت ،مدافع حق بودوپس ازشهادت ایشان ،هرگزازحق که درخاندان اووامامت دوفرزندش ،حسنین تجسم پیداکرده بودجدانشدوعاقبت هم ،جان پاکش رابراین آستان فداکرد.وی باخلوص تمام ازباوفاترین یاران وازخواص اصحاب امام حسن محسوب می شد.ونیزهمواره درکنارامام حسین بود.  وقتی معاویه درپی بیعت ازحسین(ع)برای یزیدبه حیله متوسل شدامام روانه مکه گردیدمسلم اوراهمراهی کردتاجامعه راکدوساکن راتکان دهدوانحراف اسلام نبوی رابدست سلطنت اموی به جهانیان بازگوید.درهمین زمان بدنبال مرگ معاویه ودعوت پی درپی اهل کوفه ازامام درقالب دوازده هزار نامه وطوماربوسیله نمایندگانی چون هانی وسعید ،امام تصمیم گرفتندحرکت ازمکه به سمت کوفه راآغازکنندحرکتی جهت داربرعلیه یزیدوایجادحکومت اسلامی .بدین منظورمسلم رابعنوان نماینده خودوبه همراه اوقیس بن مسهر وعبدالرحمان بن عبدالله برای ارزیابی دقیق اوضاع کوفه ،میزان علاقه واستقبال مردم ،تهیه مقدمات لازم وشناسایی وسازماندهی وتشکل نیروهای انقلابی به کوفه فرستاد.ورودمسلم به کوفه دراختفای کاملانجام شدودرمنزل مختاربن عبیده ثقفی مسکن گرفت.بزرگان کوفه وشیعیان برجسته وهواداران اهل البیت بمجرداطلاع ازورودایشان به دیدارشان می شتافتندوازامام حسین واینکه کی به کوفه می آیند،سوال می کردند.نوشته اندکه هیجده هزارنفرازمردم کوفه بامسلم بیعت کردند.به محض رسیدن خبربه یزیداوعبیدالله بن زیادرابعنوان حاکم کوفه برگزیدودستورداداحدی از نسل علی بن ابی طالب(ع)باقی مگذار،مسلم را بخواه و اورابه قتل برسان و سرش را برایم بفرست.ابن زیاد بعد از تسلط نسبی براوضاع ودیدارباسران وبزرگان کوفه وتهدیدآنهابه قتل ومصادره اموال وهمچنین وعده ووعیدوارتقاءمقام واستفاده ازامکانات ویژه درصدددستگیری مسلم برآمد.برای پی بردن به مخفیگاه اوازیک عامل نفوذی بنام معقل استفاده کرد.معقل بادریافت سه هزاردرهم ماموریت یافت که بعنوان یک هوادار،مسلم راپیداکندوپول هارابرای صرف درراه انقلاب وتهیه سلاح به مسلم بدهد.به این ترتیب اودستگیرودربالای دارالاماره درحالیکه تکبیرمی گفت وبرپیامبروفرشتگان الهی درودمی فرستاد سرش راازبدنش جداکردند.بدن های مطهراورابه طناب بستندوتوسط ایادی عبیدالله درکوچه های کوفه درخاک کشیدندوسرش رابه همراه سرهانی  نزدیزیدفرستادند.حسین بن علی دریکی ازمنازل بین راه ،خبرشهادت سه یاروفادارخودراشنید.شهادت مسلم بن عقیل ،هانی بن عروه وعبدالله بن یقطر،امام راناراحت کردواشک درچشمانش حلقه زدوفرمود:"خدایابرای ماوپیروانمان منزلتی والاقراربده ومارادرقرارگاه رحمت خویش جمع گردان که توبرهرچیزتوانایی".ودرباره مسلم فرمود:"خدامسلم رارحمت کندکه اوبه رحمت ورضوان خداشتافت وتکلیفش راادانمودوآنچه که بردوش ماست مانده است". شهادت مسلم حاکی ازحاکمیت جریانی است که درآن شعارواحساس جای بینش وشعورراگرفته بودورفاه طلبی همراه باانقلاب نمایی وتظاهر به دوستی وحب اهل بیت ،دردناکترین تراژدی تاریخ راپرداخت ،جریانی که دوست پیش ازدشمن به ستیزپرداخت .جریانی که رجاله های دوآتشه بخیال رسیدن به رویای شیرین راحت طلبی وحکومت وحاکمیت اشرافانه جاهلی فریاددرودبرحسین سردادندوطومارها وقطعنامه هاوتظاهرات دوازده هزارنامه نوشتندتاباتمسک به امام بدون هیچ دردسروزحمتی برآنچه اندوخته اند،بیفزایداماوقتی دربرابرمقاومت یزیدوسیاست ابن زیادقرارگرفتندگویی حسین رانمی شناسندومسلم راخارجی ویاغی می دانندوبزودی سرش رابه جایزه نزدجلادمی برندوهفتادهرارمرد،نامردازآبدرمی آیند.

قیس بن مسهر

  قیس بن مسهرفرزندخالدبن جندب ازقبیله صیدابود.قیس  به همراه مسلم وعبدالرحمن ارحبی توسطامام حسین(ع)به کوفه اعزام شد.وقتی مسلم می خواست اوضاع کوفه وبیعت مردم رابه اطلاع امام برساندنامه رابه قیس ویاران اوعابس شاکری وشوذب که غلامش بود سپرد.قیس نامه رابه امام دادو ملازم امام شدندتاباآن حضرت به کربلا آمدند.وقتی که امام به حاجزرسیدند،نامه ای به کوفه برای مسلم وشیعیان نگاشتندوتوسط قیس ارسال فرمودند.اماحصین بن تمیم قیس رادستگیرکردوبه سوی عبیدالله فرستاد.به محض دستگیری قیس نامه امام راپاره وقورت داد عبیدالله وقتی آگاه شدعلت راپرسید،قیس گفت برای اینکه ندانی درآن چیست.ابن زیادگفت اگربه من خبرنمی دهی پس بالای منبربرووامام حسین رالعنت کن اوهم پذیرفت اماگفت :"ای مردم ،بدرستی که حسین بهترین خلق خداست واوپسرفاطمه دختررسول خداست ومن فرستاده اوبه سوی شما هستم ،پس  اورااجابت کنید".پس ازآن به ابن زیادوپدرش لعنت وبرامیرمومنان درود فرستاد.ابن زیاددستورداداورابه بالای دارالاماره بردندواوراازفرازآنجابه زمین پرتاب کردند.وقتی امام باخبرشدندباچشمانی اشکبارفرمودند:"پس برخی ازآنان جان دادندوبعضی ازآنهاهنوزدرانتظارند،خداوندا،بهشت رابرای ماوآنهامنزل قرارده ومارامستحق رحمتت فرما،ومارابه آنچه دوست داری نایل فرما"(تاریخ الامم والملوک .ج5.ص395؛ابصارالعین ص113-114)

حبیب بن مظاهر

    حبیب ودیگریاران امام حسین درروزعاشورا،ازچنان عظمتی برخورداربودندکه امام صادق (ع)تعبیراتی رادرباره آنان بکاربرده است ،که ارزشمنداست .القابی همچون:اولیاودوستان خدا،برگزیدگان پروردگار،یاران وفاداردین خدا،انصارپیامبروعلی وفاطمه وحسنین،پاکان رستگاروسعادتمند،واززبان امام صادق درباره آنان صادرشده است :"درودبراین پاک مردان متعهدکه اسوه هایی برای الگوگیری اند.(بحارالانوار.ج98.ص.201)    حبیب بزرگ مردی ازقبیله بنی اسد بود.جوانی اش همعصربا حکومت الهی پیامبربود. وازهمان آغازبامعارف دین وحکمت های متعالی اسلام آشناشد.پس ازرحلت پیامبردرشماریارانخالص وحواریون وشاگردان ویژهعلی بن ابیطالب قرارگرفتودانش هایفراوانیراازامام فراگرفتوازحاملان علوم علی بودکه یکی ازآنهاعلم بلایاومنایابود؛یعنی پیشگویی حوادث وخبرداشتن ازوقایع آینده وتاریخ وکیفیت شهادت خودودیگران .حبیب تمام قرآن راازحفظ داشت وشبهاپس ازنمازعشاتاسپیده فجر،ختم قران می کردوبه نیایش خدامی پرداخت.عبدالله بن حسین هنگام حرکت به سوی کوفه برای حبیب بن مظاهرنامه ای نوشت واورابه همراهی دراین راه دعوت کرد.اونیزبه اتفاق مسلم بن عوسجه،این دویاردیرین که ازسویی خاطرشان ازبی وفایی وسست عهدی مردم کوفه آزرده ورنجوربود،ازسویی شوق دیدارحسین بن علی ،آتشی درجانشان برپاکرده بود،تصمیم گرفتندخودرابه امام برسانند.درآن زمان امام درکربلامحاصره شده بودندوماموران ابن زیادهم برای جلوگیری ازپیوستن کوفیان وفاداربه حسین شب وروزراههای ورودوخروج رادرکنترل داشتند؛ولی این دوپیرمردجواندل ووفادارمصمم بودندبه هرقیمتی شده خودرابه حسین برسانندواورایاری دهند.آنهاشبهاراه می رفتندوروزهااستراحت می کردندتااینکه سرانجام درهفتم محرم به امام پیوستند.وآنچه دیدعبارت بودازیارانی اندک ودشمنانی بسیار.به امام عرض کرد:اجازه دهیدتاقبیله بنی اسدرابه یاری شمافرابخوانم امام هم اجازه دادنداودلسوزانه تلاش می کردوباصحبتهایش جمعی ازبنی اسدراآماده فداکاری درراه امام کردولی نیروهای دشمن ممانعت کردند.شب عاشورادرحالیکه حضرت زینب نگران بودندحبیب بن مظاهربانشان دادن آمادگی خودواصحاب وبیان اینکه تاپای جان ازعترت رسول خداوذریه پیامبرحمایت می کنیم امام واهل حرم راآرام کردندوتسلی دادندامام نیزدرجواب فرمود:"اصحاب من خداوندازسوی اهل بیت پیامبرتان ،بهترین پاداش رابه شمابدهد".حبیب درظهرروزعاشورادرحالیکه 62نفرازیزیدیان رابه خاک افکندبه شهادت رسید.داغ این شهید،بریاران حسین بسیارگران بود؛امام خودرابه بالین اورساندتاشهادتش راتبریک بگویدوفرمود:"پاداش خودویاران حامی خودراازخدای تعالی انتظاردارم".حرزندگی حربن یزیدریاحی سراسرمایه عبرت ومطالعه است .زندگی وی درکوفه روشن وهمراه باعزت واحترام بوده است.اواگرچه یک افسرجوان اموی بوداماچون ریشه دارواصیل بودخداونداوراسرانجام درمسیرولایت قرارداد .درشب عاشورابعدازشنیدن دومین سخنان امام باسپاهیان عمرسعدحربه خدمت امام آمددرحالیکه اشک می ریخت،توبه کردوعرض کرد:ای فرزندپیامبرفدای شماگردم من هما نم که شماراازبازگشت به وطن جلوگیری نمودم وراه رابرشمابستم وشمارابه بیابان هاگرداندم ودراین سرزمین سخت وناهموارمجبوربه ماندن کردم .گمان نمی نمودم که این قوم باشمااینگونه رفتارکنندوپیشنهادشمارانپذیرندوکاررابه اینجابرسانندوحرمت شمارابشکنند.به خداسوگنداگرمی دانستم که سرانجام کارچنین است هرگز مرتکب این کارنمی شدم .اینک پشیمانم وبه درگاه خداتوبه می کنم ومی خواهم جان خودرافدای شماکنم .آیابرای من راهی است ؟امام حسین فرمودند:آری خداتوبه پذیراست وگناهان توراآمرزید.حرپس ازاین تغییرروحیه وبارضایت امام به سوی سپاه عمرسعدرفت وسخنرانی تاثیرگذاری کردبطوریکه یکی ازسربازان عمرسعدبنام یزیدبن مهاجربه اردوگاه امام پیوست. عمرسعدبرای اینکه بیش ازاین شاهدمتلاشی شدن سپاه نباشدفرمان آماده باش راصادرکرد. امام پس ازمشاهده تیراندازی گستاخانه کوفیان مبارزطلبید.حرپیش ازظهرعاشورااجازه جنگ راازامام دریافت کرد.هرچندحرپس ازتوبه دوست داشت اولین رزمنده ای باشدکه اجازه نبردبگیرداماامام به وی فرمودندتومیهمان ماهستی لختی بیاسای.حرسرانجام بمیدان رفت وباشعارهای زیباوپرمحتوامبارزه خودراآغازکرد.سپس به دشمن حمله ورشدوجمعی رابه خاک وخون کشید.سرانجام باهجوم همه جانبه سپاه ابن اسعد،حرتوسط ایوب بن مسحرح به شهادت رسید.امام حسین بربالین جنازه حرحاضرشدندوفرمودند:توآزاده ای چنانکه مادرت توراآزاده نامید.تودردنیاآزادمردودرآخرت هم سعادتمندی.شام عاشورااهل وقبیله حرآمدندوجنازه حرراازقتلگاه بردندودرخارج ازکربلادفن کردند.بنابراین نام حردرلیست شهدای کربلاهست ولی بین شهدای کربلانیست.

بریر

بریرفرزندخضیرپیرمردی پارساوسرزنده وعالم بود.اوبه قرایت قرآن تسلط کامل داشت ازاین جهت به سیدالقرامعروف است.اوپس ازاجازه ازمحضرامام به میدان رفت وشروع به رجزخوانی کردوپس ازجنگی  یدیدنی چنان ضربه کاری بریزیدبن معقل واردآوردکه کلاه خودش شکافت بعدضربه ای به مغزوی زدکه اوراهلاک کرد.اوراازهرسومحاصره کردندتاسرانجام بخیربن اوس وی رابه شهادت رساند.بریربه رغم کهولت سن درشب عاشورامتبسم وشادمان بودحتی بادیگردوستان خودشوخی می کرد.ا ومی گفت درعمرخودساعتی خوش ترودلپذیرترازاین ساعت نداشته ام.

وهب

وهب بن عبدالله کلبی که به همراه مادروهمسرش به کاروان امام پیوسته بودپس ازگرفتن اجازه ازامام به میدان رفت وبعدازجنگی دلیرانه وکشتن بعضی ازسربازان ابن سعدنزدمادرش برگشت وازمادرپرسیدازمن راضی شدی ؟مادرش گفت آری امارضایت من زمانی بیشترمی شودکه درراه امام حسین شهیدشوی هرچه زودتربرگردوبه وظیفه خودعمل کن.وهب به میدان برگشت وشجاعانه به نبردپرداخت دشمنان دستان اوراقطع کردندوبه شهادت رساندند.

جون

یکی ازشهدای گرانقدرکربلا حون،غلام ابوذربود.جون مردی سیاه چرده وتیره رنگ بود.اوازطریق ابوذربااهل بیت دررفت وآمدبودوعشق خاندان پیامبرباگوشت وپوست وخونش عجین شده بود.نزدیکی های ظهرعاشوراجون به محضرامام حسین رسیدوخودرامتواضعانه معرفی کرد:من انسانی سیاه ،بدبو،بدون سابقه خانوادگی هستم .ازشمامی خواهم که افتخارشهادت رادرراه خودتان به من بدهیدتابه بهشت واردشوم وروسفیدگردم.ازشماجدانمی شوم تاخونم رادرراه شمابریزم.امام به وی اجازه دادندچون دلاورانه جنگیدوبه شهادت رسیدامام خودرابربالین جون رسانده وفرمودند:"پروردگاراچهره اش راسفیدوبویش رانیکوگردان واورابانیکان محشور فرمای وبین اوومحمدوخاندانش شناسایی کامل برقرارنمای.

حنظله

حنظله بن اسعدشبامی اهل یمن وازشیعیان برجسته درکوفه بود.اودرکوفه به بلاغت وشجاعت وفصاحت معروف بود.سالیان درازبااهل بیت ارتباط ویژه فکری وعاطفی داشتدرروزهای نخست ورودامام به کربلاازکوفه خارج شدوبه امام پیوست درروزهای منتهی به عاشورا،بارهابه دستورامام وبه منظورجلوگیری ازجنگ باعمرسعدملاقات کرده بود.بنابراین ازموقعیت بالایی درنزدامام برخورداربود.نام وی درزیارت رجبیه وزیارت ناحیه آمده است .حنظله نیزماننددیگریاران امام شجاعانه جنگیدتاشربت شهادت رانوشید.

عمرو

یکی اززیباترین فرازهای عاشوراماجرای عمروبن جناده استوی همراه پدرومادرش به کربلاآمده بود.پدرش جناده بن حارث سلمانی درکربلاشهیدشد.اوبه نزدامام آمدواجازه جنگ خواست امام به وی فرمود:فرزندم تونوجوانی شهادت پدرت برای شماکافی است شهادت توبرای مادرت سنگین است .عمروگفت  مادرم به من امرکرده که برای شهادت ازشمااجازه بگیرم .امام قبول کردندوبه میدان رفت .برخلاف آنچه مشهوراست اوبجای اینکه خودرامعرفی کندبه معرفی امام خودپرداخت وگفت:"آقای من حسین است که بهترین آقاست .همان که مایه شادی پیامبرخداست اوکه علی بن ابیطالب وفاطمه زهراپدرومادرش هستند.آیاشمابرای این مردبزرگ همتایی رامی شناسید؟اومانندخورشیدتابناک می درخشدوچون ماه،روشنایی می بخشد.سپس به نبردپرداخت طولی نکشیدبه شهادت رسید.مزدوران بنی امیه سراورابریدندوبه طرف خیمه امام حسین پرتاب کردند.مادرش که ازشهادت فرزندش شادمان گشته بودسرفرزندش راگرفت وبه طرف سپاهیان سعدانداخت وگفت:ماآنچه رادرراه خداداده ایم پس نمی گیریموقصدکردکه به جنگ کوفیان بروداماامام نپذیرفت وبرای آن زن بزرگواردعانمودند.(بحارالانوارج45.ص27)راستی که حماسه عاشوراسراسرشوروشکوه وعزت وسربلندی است.سربلندی اسلام ،سربلندی اهل بیت وسربلندی همه آنهاییکه دانسته به امام پیوستندودانسته ازامام حسین حمایت کردندودانسته ودرراستای اهداف امام وبه امر امام حسین به شهادت رسیدند.

جناده

پس ازعمروبن جناده غلام امام حسین به نام اسلم که قاری قرآن بودواهتمام زیادی به نماز داشت به اذن امام به جنگ رفت وبارشادت تمام جنگیدوبه شهادت رسید.امام بربالین اوحضوریافتنداسلم هنوززنده بودتافهمیدکه سرش بربالین امام قرارداردوبامشاهده امام وبالبخندشیرین به شهادت رسید.

ابوالفضل العباس

    حضرت ابوالفضل درسال بیست وشش هجری بدنیاآمد.پدربزرگوارش امام علی (ع)ومادرش فاطمه دخترحزام بن خالدمشهوربه ام البنین است.

نام ها،القاب وکنیه های حضرت عباس

نام ها،القابوکنیه های عباس (ع)گویای اوصاف وویژگی های آن راد مردکربلاست کنیه های اوعبارتنداز:

1)ابوفربه-صاحب مشک آب

2)ابوالقاسم-پدرقاسم

3)ابوالفضل-پدرفضل

القاب ایشان عبارتنداز:

1)باب الحوایج:این لقب راشیعه وسنی به سبب فراوانی برآورده شدن حاجات خودازجانب اوبه آن حضرت داده اند.

2)قمربنی هاشم :چون سیمای آن بزرگوارمانندماه تابانی می درخشیدودرهنگام شب تاریک نیازی به چراغ نبود.(العباس بن امیرالمومنین ص81)

4)الشهید:این لقب بعدازشهادت به او داده شد.

5)سقاء:ویژگی آب رسانی

   عباس(ع)درهنگام ورودبه کربلا35سالودرزمان شهادت امام حسن (ع)25سالودرزمان شهادت مولاعلی 15سال داشت .به رغم آنکه حضرت عباس درجنگ صفین حضورداشته است.درنهروان دلیرانه برمارقین تاخته وجان برکف ازساحت پدرخوددفاع کرده است وبه رغم آنکه درمحضربرادربزرگ خودامام مجتبی بودودرمشکلات دوران امامت ایشان شریک ودرنامردی های کوفیان درساباط غصه خوارودردوره تلخ دردناک انزوای پس ازصلح همراه وهمدردومونس امام بردباربوداماهمواره سایه بلندامام حسین رابرسرخوداحساس می کرد.این اندیشه ابوالفضل هم حاصل توصیه های اکیدامیرالمومنین بودوهم سفارش موکدامام حسن وهم عرفان خود.ازویژگی های ایشان:الف) بندگی وعبودیت است.همیشه مقام بندگی ،مقدمه دیگرکمالات اولیابوده است درروایت آمده است برپیشانی او،اثرسجودپیدابود.(مقاتل الطالبین،ص118؛العباس بن علی ،ص64)

برای نمونه به بندگانی که خداونددرکلام وحیانی خود معرفی کرده ،بنگرید:1)حضرت نوح

2)حضرت لوط  3)حضرت داوود  4)حضرت سلیمان   5)حضرت ایوب  6)حضرت مسیح  

7)حضرت محمد (ص )

به اعتراف امام صادق (ع)عباس بن علی (ع)یکی ازبندگان صالح خدای تعالی است.

ب)دیگرویژگی ایشان عصمت است .بی شک عصمت دارای مراتبی استکه اهل بیت دراوج آن قراردارندتاآنجاکه انبیای عظام –بجزخاتم آنها-به آن مرتبه غبطه می خورند.به نظرمی رسدعباس بن علی یکی ازآن بزرگ پاسداران معصوم الهی است که درکربلاحضوریافته است.درکربلاسه معصوم حضوریافته اند:امام حسین ،امام علی بن الحسین،وامام محمدباقر(ع).غیرازآنهاچهارمعصوم دیگردرآن مصاف حاضربودند:حضرت علی اکبر،حضرت علی اصغر،حضرت زینب کبری وحضرت عباس بن علی

ج)مواسات:یعنی اعانت ویاری وبرابری بامقام امامت وولایت.

امام صادق می فرماید:چه خوب برادریگانه ای بودید.اودرتمام مشکلات ومصایب امام ،خودراشریک می دانست وتلاش می کردتافدایی و جان نثارحسین باشداوسپربلای امام بودنه اینکه امام راسپربلای خودکند.

د)ایمان استوار:باگفتن شهادتین انسان به مرزاسلام واردمی شود؛ولی ایمان عقدقلبی است که دل آنچه برزبان آورده باورکندوسپس به عمل ورفتارآراسته گردد.

امام صادق درباره ایمان عباس(ع)می فرماید:عباس (ع)پیوسته مردی سخت ایمان بود.ایمان اوبه مقام وصلابت وپایداری رسیده بود.

ه)تیزبینی ودوراندیشی :اوبه ظاهرامرچندان نظرنمی کرد؛بلکه بیشتربه عمق وباطن کارداشت.

پ)محافظت ازجان:    ز)تلاش برای کسب رضایت :حضرت عباس ازامامش جهادومبارزه باقوم گمراه رادرخواست کرداما امام به اوپاسخ منفی داد.اوباردیگر،آوردن آب وسیرابی اطفال راتقاضاکردوپاسخ مثبت گرفت پس درطلب آب رهسپارمیدان شد.

ح)جان باختگی درراه امام :عباس (ع)اعضاوجوارح خویش رابه راه احیای اسلام نهاد.آری اوهمه چیزش رادراین راه گذاشت.

ط)دیانت دررفتار:عباس (ع)عصرعاشوراهنگام ورودبه شریغه فرات ازفرت عطش آب رابه دهان نزدیک کرد؛ناگاه بخودآمدوباشدت آب راریخت وگفت:به خدافسم که این رفتارخوشاینددین نیست.این گونه وفاداری ودرک دینی گویای سیروسلوک ومقام عالی اودرعرفان است.

وفابه عهدوپیمان:روزی امیرالمومنین ،عباس راصدازدواورابه خودچسباندوبین دوچشم اورابوسیدوازابوالفضل پیمان گرفت که درروزعاشورا، هنگامی که به آب رسیدی مباداازآن قطره ای بنوشیدرحالی که برادرت حسین تشنه لب است.البته عباس برسرپیمان خودتانهایت ایثارکام وفابرداشت.

م)علم ویقین:درروایت آمده است که عباس بن علی قبل ازآنکه توان تحصیل علم بیابد،آنراتغذیه کرده است.(اسرارالشهادت،ج2،ص512).علم اوعلم الهی بود.

ن)عروج به والاترین مراتب کمال امام زین العابدین می فرماید:اوجانش رافدای برادرش کردتااینکه دستانش قطع شد،پس به جای آن خدای تعالی دوبال به اوعنایت فرموده تابافرشتگان دربهشت پروازکند،همانطوری که برای جعفربن ابی طالب قرارداد.

ص)جان نثاری حسین:این نکته ای نیست که کسی ازآن بی اطلاع باشداماسخن امام سجاددراین باره شایان توجه است:...روزی چون روزحسین نبود،سی هزارمرددراطراف اوازدحام کردندهرکدام به ریختن خون اوطلب قرب به خدای تعالی داشتند.اوخدارابه آنهایادآوری می کرداماآنهاموعظه پذیرنبودند.تااینکه اورابرمبنای ستم ودشمنی کشتند.خداعباس رارحمت کند.پس البته اوازخودگذشتگی کردوبه مصیبت افتاد.وخودرافدای برادرش کرد.

ع)والاترین شهید:امام صادق ،عباس راشهیددانست وفرمود:اوبه شهادت رسید.امام سجادفرمود:نزدخدای تبارک وتعالی برای عباس مرتبه ای است که همه شهداغبطه می خورند.

شهادت حضرت عباس

آن حضرت درزمان شهادت 34سال داشتند.سرانجام نوبت جانبازی به عباس رسید.اوکه ازصبح عاشوراتاآنساعت(چهاربعداظهر)شاهدشهادت فرزندان،برادران،برادرزا%D